![]() |
![]() |
|
| تار پود هستی ام بر باد رفت اما نرفت ..عاشقی ها ازدلم |
|
سلام دوستان اینهمه زحمت کشیدید و نظر دادید بلا خره جواب قطعی تمدن چه میتونه با شه؟.
تمدن از نظر عوام ها ی مختلف .تمدن از نظر غربي ها:- غربي ها ميگويند .تمدن در مقا بل تو حش است، اگر متمدن نيستي پس وحشي هستي تمدن از نظر اديان:-ميگويند . تمدن ريا آ ميزبرا ي آ نكه نظا م ظا لما نه خودرامستحكم كندو آ دمي را در اسا رت نگا ه دارد، هموا ره خدا را دستا ويز قرا ر داده است. ايجا د تمدن ي تا زه در غرب ،جز بر پا يه عشق امكا نپزير نيست(اوكتاويو-پاز) تمدن از نگاه .حقوق بشر:-اين بشر متمدن ،ميجنگد، ميكشد، ميكشد، سپس آ ثار قتا له خود را در بهترين موزه هاي جهان نگهداري ،و به آ يندگان، فخر ميفروشد. تمدن از نظر عطا والله:- تمدن يعني شهر نشيني ،اگر بپرسي بسيا ري از شهر نشينان نميدانند تمدن چيست ميداني اونها چون شهر نشيني را بلد نيستند. در تمدن امروزي.عالم بشريت حس.تجمل طلبي.و. ظا هر آ راي،خيلي قويتراز حس رفع احتيا جات و الزا مات حقيقي زند گا نيست( گو ستا و –لو بو تمدن يعني شهر نشيني منشآ همه خوبي ها و بدي ها(-حكيمي) تمدن زند گي نيست زند گي سا ز است(تنسي-ويليا مز) ملل مترقي و متمدندر مدرسه تكا مل فقـ چند كلا مي با لا ترن و بدينو سيله ملت هاي كوچك رابايد برا دران كوچك خود شما رندو بدا نند روزي اين ها هم به مقا م ايشان خواهند رسيد اون روز هم فكر نكنم دير با شد دوران تمدن از اسا رت شروع وبه اسا رت ختم ميشودو اين دوران حدود دويست سال به طول مي انجا مد(آ رنولد-توين بي) معني تمد ن جديد همان توحش قديم است، منتهآ با لباس وعنوان هاي مختلف شرط اول تمدن،عبا رت است از حفظ نسبت و تعا دلميا ن پيشرفت ماديو پيشرفت روحي است، تا بشر بتوان د هم با عقل زند گي كند،نه آ نكه زندگي اش تنها براي جسمش با شد( گو ستاو-لوبون) تمدن از نظر جهان سو مي ها:-تمدني كه ما را تهديد ميكند، تمدنتمدن عظيم ووسيع مغرب زمين است، ديگر سرو كا رمان با تا زيا ن و مغو لا ن نيست،مشتي بيسوا ديم وبيخبر از حال جهان امروز البته ببخشيد تمدن از نظر من. تمدن مواد مخدراست،ماشين،بمب،سقط جنين،قحطي، مرض،انحراف،طلاق،سوزاك،سفليس،بيماري ها ي عصبيو خود كشي استكه فعلآ دركشور ما تا جكستان و اكثر كشور هاي خا ور ميانه جريا ن دارد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/24ساعت 6:13 بعد از ظهر توسط عطاالله حکیمی کا بلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
شعر از خود عطا والله بشکن قفس و چمن بیارای (1 ) ای مرغ بهشت، خسته تا چند؟در کنج قفس نشسته تا چند؟ ای شاخهء گل، شکسته تا چند؟ای سروران نرسته تا چند ؟ آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
87/01/01 - 87/01/07 86/07/05 - 86/07/21 86/06/08 - 86/06/14 86/04/22 - 86/04/31 86/04/01 - 86/04/07 86/03/05 - 86/03/21 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر عاشقانه کدهای جاوا مطالب گوناگون عکس های گوناگون تمدن .یعنی شهر نشینی بسیا ری از شهر نشینان نمدا |
|
RSS
|